سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
294
طب در دوره صفويه ( فارسى )
فصل ششم حاملگى « رسم بر اين است كه به هنگام زايمان معمولى يك زن ، زنان ديگر به گرد او كه مرتبا فرياد مىكشد جمع مىشوند » . اين تمام مطلبى است كه فرير ، فارغ التحصيل دانشكدهء پزشكى از دانشگاه كمبريج توانسته است دربارهء زايمان زن ايرانى در دورهء صفويه بنويسد ، او حتى به هنگام شرح جراحىها و دارودرمانهائى كه خودش ناظر آنها بود و چندين صفحه از مطالب او را به خود اختصاص داده است مطلبى راجع به زايمان ننوشته است . بدون شك گوشهگيرى شديد و انزواى زن دورهء صفويه از مرد تحقيق و درج هر نوع مطلبى را در اين زمينه براى اروپائيان غير ممكن مىساخت و به ايشان امكان نمىداد تا چيزى راجع به جزئيات آن كشف بكنند ، اما در مقابل در نوشتههاى پزشكان ايرانى يك چنين نقصى ديده نمىشود و عملا تمام كتب و رسالات بزرگ پزشكى داراى فصلى در باب زايمان مىباشند و حتى جزوات مختصر و كوچك هم از اين قاعدهء عمومى مستثنى نبوده و حاوى مطالبى در اين رشته هستند . آگاهى به اين كه زنى باردار است به سه طريق امكانپذير بود : از آنچه كه خود زن مىتوانست ببيند و يا احساس كند ؛ از آنچه كه شوهرش مىتوانست ببيند و بالاخره از آنچه كه پزشك يا ماما مىتوانست از طريق آزمايش پزشكى كشف كند . بررسى بسيار دقيق حالات زن براى كشف حاملگى او نوعى آزمايش روانى بود كه امروزه به كلى ناديده گرفته مىشود براى مثال جرجانى ضمن توضيح اين مطلب كه چگونه مىتوان حاملگى زن را در مراحل خيلى اوليه آن كشف كرد مىنويسد بايد از زن درباره تمايلات جنسىاش سئوال شود و اگر او در خود تمايل كمترى نسبت به سابق احساس كرد به احتمال زياد حامله است به علاوه همآغوشى در زمان باردارى براى او همراه با احساس درد در ناحيه فرج و عنق الرحم ( Vagina ) مىباشد ، همچنين زن درمىيابد كه منى از وى دفع نمىگردد . اگر از شوهر سئوال شود مىگويد كه احساس مىكند عنق الرحم زنش تنگتر و خشكتر شده تلاق آن بالاتر رفته است او همچنين ممكن است متوجه بشود كه وقتى منىاش به دهانه رحم زن مىرسد بجاى آن كه موجب لذت او بشود باعث ملال خاطرش مىگردد . تشخيص حاملگى توسط پزشك يا ماما نيز بيش و كم از روى همان نشانههائى صورت مىگرفت كه امروز صورت مىگيرد ، ولى علاوه بر آن جرجانى اظهار مىدارد كه سفيدى چشم زن حامله به آبى يا زردى مىزند و بشرهء او كدر يا لك و پيس مىشود و اين نشانه اخير